|

سهم من از زندگی دیوانگی است
قصه های بودنم بیگانگی است
عاشقی و عشق من از سادگی است
شاعری و شعر من هم جاهلی است
شاعرم انگار اما شعر هایم ناشناس است
من به شعرم سجده کردم دیگران آن را ندیدند
من به گفتار دل نیما بگفتم آفرین
دیگران انگار گفتار دل من را ندیدند
شاعرم انگار اما شاعر دفتر خویشم
شعر هایم مال من استُ قصه هایم ناپدید است
شعر هایم را دگر عاشق نمی دارم به وصف
وصف شاعر ها همی عشق است و بس
من به شعرم گفتم ای دریا ی من:
اشک هایم مال تو ُ موج هایت مال من
من به شعرم آسمان را بسته ام
من فقط گوشه ی دنیا هستم
خط به خطه بیت ها را دیده ام
خط خطی های دلم را چیده ام
در طبیعت من به دنبال آمدم
دل به دل در جستو جویش آمدم
عاقبت این شعر هم دیوانگی ست
دل خوشی هایم فقط این شاعریست
|